آخرین رمان های ویژه
خلاصه کتاب:
بیژن و مهشید، با فرزندانشان نیما و سارا و فرزندی که به زودی به دنیا می آمد، زندگی زیبایی داشتند. وقتی برادر مهشید آن ها را به عروسی در شمال دعوت کرد، خوشحال بودند. اما در راه، درد زایمان مهشید شروع شد. استرس و خستگی باعث شد او در لحظه ای ضعف، سیلی به نیما بزند. ناگهان ماشین بیژن خاموش شد و دیگر روشن نشد. و بعد... صدای وحشت آور ریزش کوه! ماشین به سمت دره سقوط کرد. اما شاید هنوز امیدی باشد... شاید کسی آنها را نجات دهد...
- نام کتاب: نیما
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، همخونه ای، خدمتکاری
- نویسنده: mahtab_bebeshgh
- صفحات: 131
خلاصه کتاب:
در دنیایی که رنگ ها با احساسات انسان ها زنده می ماندند، دختر غصه تنها کسی بود که هنوز می توانست آنها را ببیند...تا روزی که طلسمی همه چیز را بیرنگ کرد. حالا او، با عشقی یک طرفه به مردی مرموز و ۱۶ سال بزرگ تر از خودش گرفتار شده؛ مردی که به نظر می رسد راز دنیای بی رنگ را می داند. آیا آوا می تواند قبل از محو شدن کامل رنگ ها، قلب او را تسخیر کند؟
- نام کتاب: عاشقت میکنم
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: مهری هاشمی
- صفحات: 2140
خلاصه کتاب:
رمان یغمای بهار روایتگر ماجرای دلارا، زن ایلیاتی است که از بند اسارت می گریزد و به مردی پناه میبرد که هم "خان" است و هم "سیبی ممنوعه". این اثر با نثری شاعرانه، تقابل میان سنت و آزادی را در بستری عاشقانه و اجتماعی به تصویر می کشد.
- نام کتاب: یغمای بهار
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، اربابی
- نویسنده: الف_کلانتری (یاسی)
- صفحات: 1171
خلاصه کتاب:
عنوان رمان ("سووشون" به معنای عزا) پیش آگهی سرنوشت تراژیک داستان است. یوسف به عنوان "قهرمان تراژیک"، خانه نماد وطن، و قحطی نشانه فروپاشی اخلاقی جامعه. دانشور از عناصر فرهنگ ایرانی (عزاداری محرم، اسطورههای ملی) برای روایت خود بهره می برد.
- نام کتاب: سو و شون
- ژانر: اجتماعی
- نویسنده: سیمین دانشور
- صفحات: 306
خلاصه کتاب:
تکان شدید هواپیما. بیداری ناگهانی. کتابی که از دستانم می لغزد. ناگهان دستی ناشناخته از کنارم دراز می شود و کتاب را پیش از من برمیدارد. وقتی نگاهم را می دوزم در چشمان غریبه ای که نمیدانم چه زمانی کنارم نشسته است. عجیب است... هنگام سوار شدن مطمئن بودم تنها هستم. او با حرکتی نمایشی کتاب را می خواند و با لهجهای خاص و آهنگین می گوید: "بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم...این جمله ساده، مانند کلیدی است که دری به سوی رازی بزرگ می گشاید. آیا این ملاقات تصادفی است؟ یا سرنوشتی که خود را تکرار می کند؟
- نام کتاب: ناگفته ها
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: بهاره حسنی
- صفحات: 1208
خلاصه کتاب:
زندگی...این زندان بی دیوار! جایی که زندانبان هایش از خود زندانیها بیشترند. داستان "زندانبان"، فریادی است از یک انتقام تلخ که سرانجامش چیزی جز حسرت نیست. در این میان، عشق مانند شمعی می سوزد و فداکاری ها یکی پس از دیگری رخ می نمایند. اما آیا این شعله ی کوچک می تواند سیاهی این مسیر پر از رنج را تاب بیاورد؟ یا سرنوشت، بازی ای دیگر برایشان تدارک دیده است؟
- نام کتاب: زندانبان
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: ماهک بابایی
- صفحات: 324
خلاصه کتاب:
عشق، گاهی زنجیری است که ما را اسیر می کند... من او را می خواهم، او چشم به راه دیگری است، و آن دیگری، تنها مرا می بیند. چهار نفر، چهار قلب، و چهار آرزوهای بر با درفته. در این رمان، هر کس عاشق است، اما نه به کسی که باید باشد. محدودیت های عشق، قوانین نانوشته اش، و دردهایی که هرگز بیان نمی شوند، همه و همه ما را در دامی از احساسات متضاد گرفتار کرده است. آیا این چرخه هرگز می شکند؟ یا سرنوشت ما تکرار این درد بی پایان است؟
- نام کتاب: دلبر وحشی
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، خانوادگی
- نویسنده: طاهره خطائی (تارا راد)
- صفحات: 1071
خلاصه کتاب:
شاهزاده میشکین، همچون آینه ای بیعیب، زشتی های جامعه روسیهی قرن نوزدهم را نشان می دهد. بازگشت او از سوئیس به وطن، مواجهه ای دردناک با دنیایی است که صداقت را حماقت می پندارد. در میان دو عشق متضاد یکی آتشین و ویرانگر (ناستازیا) و دیگری معصوم اما سطحی (آگلایا) میشکین به نماد تضادهای اخلاقی تبدیل میشود. داستایفسکی با این رمان اثبات میکند که گاهی "ابله" ترین شخصیتها، عمیق ترین حقیقت ها را می بینند.
- نام کتاب: ابله
- ژانر: اجتماعی
- نویسنده: فئودور داستایوفسکی
- صفحات: 1094
خلاصه کتاب:
در روستایی محصور در ترس و گرسنگی، دن بنهدتو که نان رسمی کلیسا را رد کرده، به نوشیدنی اندیشه های انقلابی می نوشد. شاگردانش که می آیند، نماد نسلی هستند میان دو راهی: تسلیم شدن مثل توده ها یا قیام کردن با خطر مرگ. نان در این داستان نماد بقای جسم است و شراب، خونِ ایده هایی که می تواند مرده ها را به پا خیزاند.
- نام کتاب: ناب و شراب
- ژانر: اجتماعی
- نویسنده: اینیاتسیو سیلونه
- صفحات: 473
خلاصه کتاب:
شبنم هفده ساله همیشه فکر می کرد زندگی اش کامل است، تا اینکه یک شک بزرگ همه چیز را تغییر می دهد. اما این بیداری، بینایی اش را از او می دزدد. حالا در دنیایی تاریک، او باید رازهایی را کشف کند که قبلاً نمی دید. آیا حقیقتی که او را کور کرد، می تواند نجاتش هم بدهد؟
- نام کتاب: کوچه چهل پیچ
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: پرستو مهاجر
- صفحات: 1100
خلاصه کتاب:
این دختر و پسر، از همان ابتدا تصمیم گرفته اند... عشقشان را با صداقت و حمایت پیش ببرند. نه غرور احمقانه، نه دلخوری های بیهوده. در دنیای هنر، جایی که هر رنگ نماد احساسی است، آن ها ثابت می کنند عاشقی واقعی یعنی ساختن حس امنیت و در پایان، عکسی که از آن ها گرفته می شود، گواهی است بر یک داستان بدون اشک، اما پر از شادی.
- نام کتاب: بگو سیب
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: زهرا ارجمندنیا
- صفحات: 573
خلاصه کتاب:
خزان، زیبای تاریک عمارت و پیانیست نابغه با بیماری عجیب، دو قربانی از یک تراژدی قدیمی هستند. در این قصر شیشه ای که هر انعکاس صدا خاطره ای را زنده می کند، موسیقی تنها راه ارتباطشان است. اما آیا هنر می تواند کینهای را که سال ها در دیوارهای عمارت رسوب کرده، بشوید؟ یا این سمفونی، آغازی بر انتقامی دیرینه خواهد بود؟
- نام کتاب: پیانولا
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: مرجان فریدی
- صفحات: 768
خلاصه کتاب:
او چون درخت کهنسالی است که شاخههایش پناهگاه خواهرانش شده است. بادهای سهمگین، برگهایش را میکَنند، اما ریشههایش استوارند. پس از فروپاشی سومین ستون وجودش، آرامش را به زندگی دعوت میکند، اما طوفانها اجازه نمیدهند. زخمهایش را پنهان میکند تا دیگران خون نبینند. در دنیای واژهها کار میکند و دلها را به خود میبندد. وقتی صدای رمان تازهاش در فضای ادبی طنین میاندازد، ناگهان مردی از گذشتۀ گمشده...»
- نام کتاب: آماج
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: سدنا بهزاد
- صفحات: 1139
خلاصه کتاب:
دختری که دیگر به هیچ چیز و هیچ کس اعتقاد ندار؛ نه عشق، نه نفرت. او که سال ها پیش بی دلیل از رابطه اش جدا شد، حالا بازگشته تا دردهای قدیمی را دوباره زنده کند. اما این بار، کسی پیدا می شود که با وجود تمام خطرها، دستش را می گیرد و می گوید: "من اینجام... آیا این شروع یک داستان جدید است، یا تکرار همان تراژدی قدیمی؟
- نام کتاب: شروعم کن تو میتونی
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، واقعی
- نویسنده: نسترن فتحی اجیرلو
- صفحات: 806
خلاصه کتاب:
مرد، وکیلی موفق اما منزوی بود، با تمایلاتی عجیب. من، دختری طرد شده با زخم های مادرزادی. وقتی با هم آشنا شدیم، وارد حلقه ای از آدم های متفاوت شدیم؛ هر کدام با دردها و عشق های خاص خودشان. این شد داستان زندگی من: سقوط، عشقِ غیر منتظره، و تولدی دوباره...
- نام کتاب: افرای ابلق
- ژانر: عاشقانه، مافیایی، رئال، اجتماعی، روانشناسی
- نویسنده: بنفشه و آرام
- صفحات: 2244
خلاصه کتاب:
یزدان ایزدپناه، عاشق دیوانه وار زیبا فرهنگ، دختر حاج نقی دبیر بازنشسته است، اما تقدیر، راه دشواری پیش پایشان می گذارد. در آستانه ی وصال، ظهور ناگهانی خاطره ای از گذشته، نقشه هایشان را ویران می کند. یزدان، از پیکِ گمنام رستوران مارال، به سلطانِ پردهی نقره ای بدل میشود، اما آیا این تحول، برکت است یا آزمونی هولناک؟ زیرِ جلوهی درخشانِ شهرت، هیولایی کمین کرده که عشق زیبا را به ورطهی نابودی می کشاند.
- نام کتاب: اطلال
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: انارام
- صفحات: 242
خلاصه کتاب:
ریحانه، دختری تنها با قلبی شکسته، ناگهان اسیر احساسی عمیق نسبت به داریوش میشود؛ مردی خطرناک و غیر قابل پیش بینی که تنها به برادرش وفادار است. عشقی که مثل یک زخم کهنه می سوزد، اما درمانی ندارد. داریوش، با وجود تمام هشدارها، به تدریج به ریحانه نزدیک می شود، اما تاریکی درونش رابطه شان را به میدان جنگی از عشق و نفرت تبدیل میکند. حالا ریحانه باید تصمیم بگیرد؛ بجنگد... یا برای همیشه رهایش کند.
- نام کتاب: سایه صبر
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: ماه
- صفحات: 1222
خلاصه کتاب:
دختری زیبا که پدر و مادرش را در یک حادثه از دست داده، تنها با کسی که عمیقاً دوستش دارد زندگی میکند. اما سرنوشت او را به خانهی صمیمیترین دوست پدرش میکشاند، جایی که با افراد جدید و ماجراهای غیر منتظرهای روبهرو میشود. در این میان، رازهای گذشته کمکم آشکار میشوند و زندگی او را برای همیشه تغییر میدهند...
- نام کتاب: چشمان خمار تو
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، طنز
- نویسنده: ChicaFluffy
- صفحات: 824
خلاصه کتاب:
ویکتور یک اسم، یک افسانه. هیچ کس جرئت نداشت با او در بیفتد. تا اینکه رقاصی خطرناک وارد بازی شد. او تنها کسی بود که ویکتور را به مرز شکست کشاند...نه با مشت، نه با سلاح، بلکه با پیچ و تاب های مرگبارش. آیا این بار، ویکتور واقعاً می بازد؟
- نام کتاب: دیوانه رقاص
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، مافیایی
- نویسنده: فاطمه مهراد
- صفحات: 3020
خلاصه کتاب:
پس خانواده ات هم برایت حرمتی قائل نبودند؟ همانطور که بر مبل تکیه داده بود و پاکت سیگارش را در دست می گرفت، تبسمی کمرنگ بر لب آورد...من برای آن خانواده مثل یک غریبه بودم...رفتم تا پایان این ناسازگاری باشد. نوشین با ناباوری صندلی خود را جا به جا کرد. مایک، خانوادهات...چرا آن ها را پشت سر گذاشتی؟ سیگار را به لب گرفت و با کشیدن فندک، شعلهای روشن شد. نوشین، همین اندازه گفتنش هم دردناک است... بیشتر از این نخواه.
- نام کتاب: نوش دارو
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، درام
- نویسنده: زهرا احسان منش
- صفحات: 1843