خلاصه کتاب:
داستان در مورد دختریه به اسم آیلین رادمهر که به همراه خانواده خالش زندگی میکنه. آیلین سال ها پیش خانوادشو توی یه تصادف از دست داده ولی طی یکسری جریانات با آدمایی آشنا میشه که بعد از پانزده سال میتونه پی به حقایقی ببره که زندگیشو از این رو به اون رو میکنه. آیلین تو این مسیر میتونه طعم عشق روهم تجربه کنه..نفرت، عشق، انتقام، حسادت، دروغ و شاید حقیقت...اینا چیزایی بودن که باعث شد زندگیم از این رو به اون رو بشه ...
خلاصه کتاب:
رعنا دختری که در روز ختم مادرش چشمانش به گلنار، زن پدر جدیدش افتاد که دوشادوش پدرش ایستاده بود. بلافاصله پس از مرگ مادرش پی به خیانت مهراب، پدرش، با گلنار آبدارچی مدرسه اش می برد. برای انتقام از مهراب خود را وارد یک ازدواج قراردادی با شاهرخ می کند. شاهرخ، مردی است که در پی از دست دادن پدرش بار خانواده پنج نفره اش را به دوش می کشد و مردانه به روی خواسته های خود پا می نهد.
خلاصه کتاب:
نیاز مهر آرا،وکیل پایه یک دادگستری،دختری سر زنده و کله شق،برحسب یک اتفاق وارد پرونده شومی میشه که خارج شدن ازش غیر ممکنه و با خونی که ازش ریخته میشه،بازی شروع میشه... بازی ای که با خون شروع میشه و مردی که در سایه ها مثل یک مار وحشی، یک لَنسِر بزرگه!
خلاصه کتاب:
سلـیم....مردی که یه دنیا ازش وحشت دارن و اسلحه جز لاینفک وسایل شخصیش محسوب میشه.... اون از دروغ و خیانت بیزاره و گناهکارها رو به روش خودش مجازات میکنه...کی میدونه اون چند نفر رو کُشته...؟ به اون میگن زئـــوس ، چون این نام برازنده ی ایــــزد آسمان رخشان و الهه ی یونانیان هست... حالا چی میشه اگر یک زن...یه دختر با چشمهای شیطانیش، با هدف قبلی وارد زندگی این مرد فوق ترسناک بشه...؟ خیانتش قابل بخششه....؟ و یا مجازاتی جز مـــــرگ در انتظارش نیست...؟
خلاصه کتاب:
یاسر مردی از تبار کورد که بعد از مرگ صمیمی ترین دوستش طاهر، مسئولیت خانوادهش رو بر عهده میگیره؛ آفاق بیوهی طاهر رو به عقد خودش در میاره. اما جنجال از جایی شروع میشه که آهو دختر طاهر دست و دلش رو می لرزونه و از مرد جدی که یک ایل ازش حساب می برند، به عاشق و دلباخته دختر خونده خودش تبدیل میشه و ...جنجال عشقی ممنوعه بین مرد میانسال و دختر آفتاب و مهتاب ندیده کورد...
خلاصه کتاب:
داستان راجع به یه دخترِ جویای کار که دلش میخواد از لحاظ مالی مستقل بشه تا بتونه خرج و مخارج خودشو دربیاره باسم یاس هست... دوست صمیمیش که برای یه آدم با نفوذ کار میکنه اونو مهماندار هواپیمای شخصی رئیسش میراث، که یه آدم هست میکنه...روز اول کاری وقتی تو هواپیما هستن میراث وقتی یاسو میبینه ازش خوشش میاد و سعی میکنه تو هواپیمای خصوصیش بهش دست درازی بکنه و اینکارو میکنه....یاس باردار میشه اما میفهمه که میراث زن داره و این نفرتشو بیشتر میکنه ولی ....
خلاصه کتاب:
تافته ادیب دانشجوی پزشکیست که به تهمت نامزدش از خانواده طرد شده و مجبور به جدایی می شود. اتفاقاتی باعث می شوند همخانه دکتر سهند نریمان می شود، سهند دشمن قسم خورده خاندان ادیب است و تافته بی خبر از همه جا. همه چیز خوب است تا اینکه نامزد سابق تافته این همخونگی را کشف کرده و....
خلاصه کتاب:
خاله؟ الان چشم های تو آبیه یعنی همه چیز رو آبی میبینی؟ به جسم ریز میزه درنا که روی پام نشسته بود خیره شدم و خندیدم. مگه چشم هاش تو که قهوه ایه همه چیو قهوه ای مبینی بچه؟ بهم خیره شد و دندوننما خندید. نه! از تاب پایین اومدم تا لبه باغچه حیاط بشینم و به محض بلند شدنم صدای باز شدن درب ناگهانی خونه اومد و قامت آبان تو چهار چوب ظاهر شد و پشتش مادرش اومد. واستا آبان؛ واسه چی الکی شلوغش میکنی؟ مگه قرآن خدا غلط میشه تو طعم بچه دار شدن رو بچشی؟ گوش های درنا رو گرفتم. اون همش چهار سالش بود و نباید این حقیقت بزرگ زندگیش رو توی این سن می فهمید.
خلاصه کتاب:
ماری یه دختره جسوره که برای خواسته های خودش می جنگه، یه دختر بلاگرِ که شاخ اینستاست و معروفه، از بچگی عاشق آراز پسر عموشه ولی آراز اونو اصلاً نمیبینه و دوستش نداره تا اینکه آراز تصادف می کنه و به کما میره و وقتی به هوش میاد حافظش رو از دست داده...ماری از فرصت سوء استفاده می کنه و بهش میگه ما قبلاً همو دوست داشتیم و باید ازدواج کنیم؛ ازدواج می کنن و...
خلاصه کتاب:
تغییر غیر ممکن است؟ ذات، همیشگی است؟ عشق، زندگی را زیبا می کند؟ یا بی عشقی میتوان زیست؟ قانون را مقدس شمردیم، اما خود قانون، نقضش می کند. هیچ چیز کامل و پایدار نمی ماند.در این جهانِ ناپایدار، انسان میان اکنون و آینده معلق است... و در پایان، تنها یک حقیقت باقی می ماند: همه پاسخ ها درون خود ماست.
خلاصه کتاب:
سروان ویهان مدبر، مأمور مصمم و پیچیدهٔ ناجا، درگیر نبردی بی امان با شبکهٔ خطرناک قاچاق مواد مخدر در تهران می شود. در حالی که او برای نابودی این باند می جنگد، گذشتهٔ تاریک و زخم های درماننشده خودش به ویژه خاطرهٔ معشوقهٔ ازدست رفته اش مانند سایه او را تعقیب می کنند. این خلأهای عاطفی، نه تنها بر تصمیمات حرفه ای، بلکه بر سلامت روان او نیز تأثیر می گذارند. در اوج درگیری با پرونده، ناگهان زنی مرموز ظاهر می شود که گویی تجسمی از همان معشوقهٔ گذشته است. این شباهت شگفت انگیز، سروان را در گردابی از احساسات متضاد قرار می دهد. آیا این زن کلید گشودن قفل پرونده و رسیدن به موفقیت است، یا تله ای خطرناک که او را به ورطهٔ نابودی می کشاند؟ حالا مدبر باید پیش از آنکه زمان به سر آید، هم بر درون خود غلبه کند و هم شبکهٔ شیطانی مواد مخدر را منهدم سازد.
خلاصه کتاب:
برای متین السادات موحد، ورود به محیط کاری ای که در تضاد با فرهنگ خانوادگی و باورهای شخصیاش بود، چیزی فراتر از یک شغل ساده محسوب میشد. این تقابل او را با پرسشهای درونی و بیرونی روبهرو کرد؛ آیا می تواند هویت خود را حفظ کند یا ناچار به تغییر می شود؟ این تنها یک انتخاب شغلی نبود، بلکه سفری درونی بود به دل آزمونی که میتوانست او را به شناخت تازهای از خودش برساند…یک دختر محجبه، میان صنعت پر زرق و برق مد.
خلاصه کتاب:
در گرداب انتقامی شخصی، خسرو نه تنها جهان (پلیس مخفی) را به دام می اندازد، بلکه آیلین را نیز به عنوان ابزاری برای فشار آوردن به سرهنگ جلیلی می دزدد. با وادار کردن جهان به دست درازی به آیلین، مرزهای قربانی و مجرم به عمد محو می شود. این داستان، تبعات شوم انتقام جویی و سوءاستفاده از قدرت را رابطهٔ پیچیدهٔ بین قربانیان، مجرمان و ناجیان به تصویر می کشد.
خلاصه کتاب:
خیانت، طرد شدن و حالا بازگشت جفتی که روزی همه چیزمو به آتیش کشید؟ محال. شش سال پیش منو گذاشت و رفت، وظیفه رو به من ترجیح داد. بعدش منو فروختن، هشت ماه زندونی شدم، در حالی که بچه شو باردار بودم. فرار کردم، قسم خوردم هیچ وقت گذشته رو دنبال نکنم. اما تقدیر همون جوری که من می خواستم، پیش نمیره...الان با جادو، منو تو قلمروش حبس کرده. میگه: تو از آن منی. از آن اون؟ مسخره تر از این نمیشه. اون نامزد داره و من فرزندی دارم که همه چیزمه. پشیمونیش سنگینه، اما نگاهی که ازش میخونم پر از قسم های شکسته ست. این بار اما من تسلیم نمیشم.این بار، من می جنگم... برای خودم، برای بچهم.
خلاصه کتاب:
اون لحظه ای که دیدمش، فقط یه چیز توی ذهنم بود؛ باید مال من بشه. من همیشه یاد گرفتم چیزی که می خوامو بگیرم؛ عقب کشیدن هیچ وقت توی خونم نبوده. وقتی شنیدم دوستی داره، عصبانی شدم، ولی این باعث نشد بیخیال بشم. مطمئن بودم آخرش تسلیم من میشه. حتی به رفقام گفتم توی یک ماه دلشو می برم. همه چیز طبق برنامه جلو می رفت، تا اینکه فهمیدم اونم درست مثل من، تا سر حد جنون سر سخته.
خلاصه کتاب:
این داستان، ترکیبی از عشق و معماست؛ از دوستی ساده دو دوست شروع میشه و کم کم به عشقی عمیق و پرحرارت تبدیل میشه. هم زمان، مرگ مشکوک برادر دلیر به شکل یک راز بزرگ مطرح میشه؛ رازی که باید روشن کنه حقیقت پشت این حادثه چی بوده. در کنار این ماجرا، نویسنده با روایت های تاثیرگذار، شیوه درست برخورد با نوجوانها رو هم به تصویر میکشه.
خلاصه کتاب:
میلا قربانی بود. او را برای خوراک هیولایی وحشتناک فرستادند؛ هیولایی که همه می گفتند آدم می خورد. میلا لرزان و ترسان، اما با ظاهری آرام ایستاد. چیزی در وجود هیولا غیرعادی بود، آیا واقعاً هیولا بود؟ هوم… خوشمزه ای. کم کم میخورمت. میلا نفسش در سینه حبس شد. اما هیولا غیر منتظره خرگوشی جلو پایش انداخت: بخورش، تا انرژی بگیری. او با ناباوری پرسید: میخوای اینو بخورم؟ خون از خرگوش می چکید، دلش آشوب شد. با شجاعتی لرزان گفت باید اول آن را بپزد. و در کمال شگفتی، هیولا اطاعت کرد. همین یک لحظه کافی بود تا میلا در دلش جسارتی تازه پیدا کند و از هیولا چیزهای بیشتری طلب کند.
خلاصه کتاب:
صابر و سحر عشقی را در نوجوانی تجربه کردند که به دلیل توقعات و محدودیت های خانوادگی، هر دو مجبور به سرکوبش شدند. این سرکوب، زخمی عمیق در روان هر دوی آنها به جا گذاشت. اکنون، پس از سال ها، زندگی آن ها را در یک موقیعت کاملاً حرفهای اما شدیداً شخصی قرار داده است؛ صابر به عنوان وکیل و سحر به عنوان موکلی که خواهان طلاق از سیاوش است. صابر نه تنها باید با پیچیدگی های حقوقی پرونده دست و پنجه نرم کند، بلکه باید بار عاطفی کمک به کسی را نیز تحمل کند که روزی مالک قلبش بود. در این فرآیند، دفن شده ای گذشته سر برمی آورند و احساساتی که هرگز به درستی حل و فصل نشده بودند، دوباره رنگ واقعیت به خود می گیرند.
خلاصه کتاب:
پاییز، شبانگاه. کارگردانی جوان به اصرار استادش و در پی تحقیقات پایان نامه، قدم به تکیه ای قدیمی در جنوب شهر می گذارد. در همان حوالی با دختری سر سخت و بی باک از خانه بدنام کناری روبهرو می شود؛ که سرآغاز آشنایی او با سرگذشت مردمانی است که انگار همیشه جایی در زندگی اش حضور داشته اند.
خلاصه کتاب:
وقتی بورسیه سال آخر دبیرستان تو سوییس رو گرفتم، فکرشو هم نمی کردم که قراره قربانی یه روانیِ تمام عیار بشم. روگ رویال. همون تیپ پسرایی که مامانا میگن: ازشون ده کیلومتر فاصله بگیر! خیلی خوش تیپ، مخلف پولدار و خانوادش مالکین همون مدرسه ان که من تازه واردش شدم. دلیلی که وجودش دلمو به ریختن میندازه؟ عشق که نیست! اینا از بس که ازم بدش میاد. از همون روز اول که به طور تصادفی میلک شیکم رو روش ریختم، زندگیمو حسابی به گند کشیده. اما اینجا، این مدرسه، تنها فرصت منه برای یه آینده بهتر؛ هم برا خودم، هم برا مامانم. زیر بارش نمیرم. نمیذارم منو نابود کنه.
ناب رمان: مرجع دانلود رمان برای موبایل و کامپیوتر. رمانهای عاشقانه، تاریخی، فانتزی و ... را با بهترین کیفیت دانلود کنید. ❤️📚📱\"
توضیحات متا خلاقانه: در ناب رمان، کلمات جان میگیرند و شما را به دنیایی دیگر میبرند. ✨ دانلود رمان و غرق شدن در خیال، همین حالا! 🌊
آمار سایت
1082 نوشته
806 محصول
0 کامنت
1 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ناب رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.