خلاصه کتاب:
وقتی فرنوش متوجه می شود بهزاده، همکلاسی کم حرف دانشگاه سال هاست عاشق اوست، زندگی اش زیر و رو می شود. این کشف درست زمانی اتفاق می افتد که خانواده مشغول تدارک نامزدی او با پسرخاله تحصیل کرده و ثروتمندشان هستند. حالا فرنوش میان عشق نوپا و تعهد دیرینه خانوادگی گیر کرده است. آیا انتخاب دل می تواند توفانی از مخالفت ها را به همراه داشته باشد؟
خلاصه کتاب:
داستان باده روایتی است از زنی که مثل درخت زیتون ریشه در خاک دارد اما سر به آسمان می ساید. او از شهری آبی (جایی که احساساتش مثل دریا بی کران بود) فرار کرده تا در شهری خاکستری خود واقعی اش را پیدا کند. حقیقت کشف شده: باده می آموزد که انسان می تواند هم گرم باشد. (پر از فکر و امید) و هم آزاد (مثل خورشیدی که به هیچ ابری وابسته نیست). زیبایی زندگی در همین تعادل نامتعادل است.
خلاصه کتاب:
باده تخصصش در نفوذ به حریم ثروتمندان است. اینبار مأموریتش شخصی است: مهراب سعادت، مردی که خانواده اش باعث نابودی زندگی پدرش شده اند. او با هویت جعلی به عنوان سرآشپز وارد خانه مهراب می شود تا از اسرار مالی او پرده بردارد، اما به تدریج می فهمد مهراب خودش قربانی بازی بزرگتری است. حال باده باید انتخاب کند: انتقامی که سال ها برایش برنامه ریزی کرده، یا افشای حقیقتی که همه چیز را زیر سؤال می برد؟
خلاصه کتاب:
با رسیدن دو فیش دیگر روی پیشخوان، گوشی را از این گوش به گوش دیگرش می دهد و تند تند تایپ می کند. اعتراف، جوی فیلدینگ... از طرفی کنجکاو شده انوش باز چه به رها گفته که حرصش را سر شایان خالی کرده. مگه تو امروز با اَنوش حرف زدی رها؟ بله، میخواستم تعارف کنم بهش بیاین شیراز. تا حرفشو پیش کشیدم میگه عجب غلطی کردیم از شماها پول قرض کردیم. بهش میگم چه ربطی داره آقا انوش؟ من زنگ زدم حالت رو بپرسم.
خلاصه کتاب:
توسکا با ورود ناگهانی به دنیای بازیگری، از یک دختر ساده به ستاره ای تبدیل می شود که همه او را می شناسند. اما این شهرت تنهایی عمیقی برایش به ارمغان آورده است. تا اینکه شخصی به او نشان می دهد که به صورت واقعی به او علاقه دارد، نه به چهره مشهورش. اما در دنیایی که همهچیز ساختگی است، آیا عشق آنها شانسی برای زنده ماندن دارد؟
خلاصه کتاب:
حنانه زندگی سادهای دارد تا اینکه با امیر افشین مردی که به کتاب فروشی محل کارش رفت و آمد دارد، رابطهٔ دوستانه ای برقرار می کند. اما این رابطه به زودی با مرگ ناگهانی امیر افشین در یک حادثهٔ رانندگی پایان می یابد. کبد امیر افشین به پیروز، پسرخاله اش، اهدا می شود و از همان شب، فرهاد خواب های عجیبی می بیند؛ خواب هایی از دختری که امیر افشین عاشقش بوده است. وقتی پیروز حنانه را می بیند، او را می شناسد؛ نه به خاطر اینکه قبلاً دیده اش، بلکه به خاطر خاطراتی که عضو اهدایی امیر افشین در ذهنش زنده کرده است. اما آیا این احساسات واقعی هستند یا تنها بازتابی از عشق امیر به حنانه؟ و آیا حنانه میتواند پیروز را به خاطر خودش دوست داشته باشد، یا همیشه سایهٔ امیر بین آن ها خواهد بود؟
خلاصه کتاب:
رزا شاهد مرگ دوستش در زیر زمین کاخ قدیمی خانواده حکمت است. تحقیقات او را به (وارث خانواده) میرساند که ادعا میکند از رازهای خانواده بیخبر است. هرچه رزا بیشتر در این رابطه عاشقانه غرق میشود، بیشتر متوجه میشود دانیال خود قربانی سنت های شوم خانواده است. حالا او باید انتخاب کند: فرار از این کابوس یا ماندن و کمک به دانیال برای شکستن این چرخه شوم.
خلاصه کتاب:
طناز، دختر یاغی و سرکش خانواده، همیشه دردسرساز بوده است. پدربزرگش که دیگر طاقت رفتارهای او را ندارد، او را به سید مهدیار میران، افسر نیروی دریایی که به بیرحمی معروف است، میسپارد. اما شرط پدربزرگ غیرمنتظره است: مهدیار باید با پرستو ازدواج موقت کند تا بتواند او را کنترل کند. پرستو که از این شرط خشمگین است، تصمیم میگیرد زندگی مهدیار را به جهنم تبدیل کند، اما هرچه بیشتر با او می جنگد، بیشتر متوجه می شود که شاید این مرد تنها کسی باشد که واقعاً او را درک می کند. آیا پرستو می تواند از پس این احساسات پیچیده برآید؟
خلاصه کتاب:
دانیار موحد فکر می کند تنها راه رهایی اش انتقام است. او می خواهد همانطور که زندگی اش ویران شد، دنیای آن مرد را نیز نابود کند. اما وقتی نیلوفر وارد زندگیاش می شود، کم کم متوجه می شود شاید راه دیگری هم وجود داشته باشد. نیلوفر به او ثابت میکند که حتی در تاریک ترین قلب ها هم می توان نور امید را زنده نگه داشت. اما آیا دانیار حاضر است دست از انتقام بکشد؟
خلاصه کتاب:
زندگی هرمان با یک تماس تلفنی ناشناس زیر و رو میشود: تو هم مثل پدرت هستی... پس از آن، او کم کم متوجه می شود نوعی اختلال روانی ژنتیکی دارد؛ که او را به ماشین کشتار تبدیل میکند. پویا (کارآگاهی که به این پرونده وسواس دارد و آوا (متخصصی که سعی میکند هرمان را درک کند) در تحقیقاتشان به همراز میرسند؛ کسی که ظاهراً کلید این معماست. اما آیا می توان قبل از آنکه هرمان کاملاً تسلیم هیولای درونش شود، او را نجات داد؟
خلاصه کتاب:
آیناز هرگز فکر نمی کرد روزی به عنوان کالای معامله استفاده شود. اما وقتی پدرش او را به مردی غریبه می سپارد، باید در دنیای جدیدی دوام بیاورد. مردی که او را خریده، نه تنها ظالم نیست، بلکه رنج های مشابهی کشیده است. حالا آیناز درگیر تناقضی عجیب است: آیا می توان به کسی که تو را به زور گرفته است، اعتماد کرد؟ و آیا این رابطه اسارت آمیز می تواند به عشق تبدیل شود؟
خلاصه کتاب:
اگه ذره ای از چیزی که انتظار داشتم می دونستم، شاید مقاومت می کردم. اما اونقدر شوکه و گیج بودم که نفهمیدم اون چی کار می خواد بکنه. دستمو بردم سمت پارچه هام تا خودمو بپوشونم، اما اون خیلی سریع بود، طوری که سنگینیم آزاد شدن.
خلاصه کتاب:
ایلدا، دختر فداکار ایل بختیاری، قربانی سنت های سخت گیرانه می شود: اول نامزدی اجباری، سپس ازدواج با مردی زال که همه از او دوری می کنند. اما زیر این ظاهر آرام، آتشی از کینه و عشق نهفته است. رمان تباهی به شرط انتقام داستان زنی است که می آموزد چگونه از سنت هایی که اسیرش کرده اند، به عنوان سلاح استفاده کند. آیا عشق می تواند در دل این انتقام جویی رشد کند؟
خلاصه کتاب:
کارآگاهی که بیشتر شبیه به یک شوخی تلخ است: بدون ماشین، بدون منشی، حتی بدون گلوله برای اسلحهاش. اما وقتی کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد، در واقع آزاد ترین آدم جهان است و...
خلاصه کتاب:
رمانی که در آن کتاب سرنوشت به استعاره ای تبدیل می شود از تقدیر چند وجهی بشر. همان گونه که یک متن واحد در ذهن هر خواننده معنایی متفاوت می یابد، زندگی هر فرد نیز با وجود اشتراکات ظاهری، روایتی کاملاً شخصی است. رمان گره سرنوشت با تلفیق عناصر رئالیسم جادویی و فلسفه ی شرقی، مرزهای بین جبر و اختیار را به چالش می کشد.
خلاصه کتاب:
فرهاد نمای داستان، عاشقی است که حاضر است برای معشوقه اش کوه ها را بکَنَد، اما وقتی خبری تلخ مثل تبر بر فرقش فرود می آید، همه چیز زیر سؤال می رود. آیا این خبر، عشق او را نابود می کند؟ یا او را به جنگیدن وادار می سازد؟ و اگر بفهمد که شادی شیرینش در گرو رها کردنِ اوست، آیا می تواند این فداکاری را بکند؟ عشقی که تا دیروز فکر میکرد جاودانه است، حالا در معرض بزرگترین آزمون زندگی اش قرار گرفته...
خلاصه کتاب:
خیره به قوس گوشه ی لبش که از لبخند رضایتش ناشی میشد، دستی به منظور تشکر روی بازویش کشیدم و از کنارش گذشتم. دروغ است اگر بگویم ته دلم ملامتش نمیکردم. چهل و هشت سالش شده بود و اما از تجربه های خودش هم درس نمی گرفت. باز می خواست همان اشتباهی که سر من مرتکب شده بود را سر مهرداد هم تکرار کند. نه این که اصلا به او حق ندهم. نه! ازدواج مهرداد آرزوی خود من هم بود. اما مشروط به اینکه خودش بخواهد!
خلاصه کتاب:
هامین که همیشه زیر سایه ترس از شکست عاطفی زندگی کرده، حالا در آزمایشی عجیب گرفتار شده: ازدواج های موقت ترتیب داده شده توسط مادرش. اما این طرح نه تنها مشکلاتش را حل نمیکند، بلکه او را با سوالات بزرگتری روبه رو می سازد: مردانگی واقعی چیست؟ و آیا می توان عشق را مثل یک امتحان کنکور قبول شد؟ تقدیر اما برنامه ای دیگر برای او دارد...
خلاصه کتاب:
مهرجو، وکیلی که در دادگاه ها به دنبال عدالت است، در زندگی شخصی با بی عدالتی های خانوادگی دست و پنجه نرم می کند. داستان از نگاه او، گذشته پر التهاب خانواده (از رازهای قدیمی تا خیانتها) و تأثیر آن بر حال حاضر را روایت می کند. در این میان، برخی پرونده های کاری اش به طرز عجیبی با زندگی شخصی اش گره می خورند... گویی قاضیِ درونش باید یک بار برای همیشه حکم نهایی را صادر کند!
خلاصه کتاب:
از زندان تا دفتر مدیر ثروتمند یک شرکت ساختمانی! افرا محتشم که تصور می کرد زندگی اش تمام شده، ناگهان با معجزه ای به نام کیآراد مواجه می شود. حالا باید در ازای پرداخت بدهی اش، برای این مرد وسوسه انگیز کار کند. اما اداره کردن یک مرد کلهگنده موفق به همراه کارمندان عجیب شرکت، از پرداخت بدهی سخت تر است! آیا افرا می تواند هم بدهی اش را بدهد و هم قلب کیآراد را به دست آورد؟
ناب رمان: مرجع دانلود رمان برای موبایل و کامپیوتر. رمانهای عاشقانه، تاریخی، فانتزی و ... را با بهترین کیفیت دانلود کنید. ❤️📚📱\"
توضیحات متا خلاقانه: در ناب رمان، کلمات جان میگیرند و شما را به دنیایی دیگر میبرند. ✨ دانلود رمان و غرق شدن در خیال، همین حالا! 🌊
آمار سایت
1082 نوشته
806 محصول
0 کامنت
1 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ناب رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.